|
به نام حضرت حق
به امید خداوند متعال تا مدتی دیگر این وبلاگ فعالیت خود را از
سر خواهد گرفت.
انشاءالله
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 22:44  توسط مهدی شاهچراغ
بسم رب الشهدا و الصدیقین
فرا رسیدن سالروز شهادت جانسوز دخت نبی را خدمت آقا امام زمان(عج) ونیز تمامیه پیروان و منتظرین ایشان تسلیت عرض می نمایم.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 15:0  توسط مهدی شاهچراغ
|
ش ع ه ج ج ج ج ج ج ج ش ع ه ج ج ج ش ع ه ج ج ج ج ج ج ش ع ه ج ش ع ه ج ش ع ه ج ش ع ه ج ش ع ه ج ش ی ی ی ع ه ج ش ی ی ی ع ه ج ش ی ی ی ع ه ج ش ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ع ع ع ع ع ع ع ع ه ج
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:4  توسط مهدی شاهچراغ
|
پیغام سوال که در - بخش نظرات - مقدمه وبلاگ انصارالطاهرین نوشته اند: نویسنده: سوال سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت: 2:54 دوست من از اینکه گفتی که در نماز حضور قلب پیدا کرده ای جدا خوشحالم... و اما جواب: با عرض سلام خدمت دوستان، مخصوصا سوال: 1)خوشحالم که دیگر ادعاهای قبلی خودتان را تکرار نکردید و پذیرفتید که امامان معصوم ما به سبب عنایت ویژه ایی که خداوند به آنها دارد، به مانند پیامبران الهی قادر به انجام اعمال خارق العاده هستند.( حتی اگر قرن ها از شهادتشان گذشته باشد.)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:8  توسط مهدی شاهچراغ
|
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت مخاطبین این وبلاگ: مدتی بود که به وبلاگ معنای توحید ( سنی ) می رفتم و به بحث و گفتگو با نویسندگان این وبلاگ می پرداختم. تا آنکه گفتگوی ما به جایی رسید که احساس کردم به دلیل حجم مطالب ، لازم است وبلاگ مستقلی تشکیل دهم . اینگونه بود که با یاری و عنایت خداوند متعال زمینه برای ایجاد « وبلاگ انصارالطاهرین » فراهم شد.اینک قصد آن را دارم که به بیان مطالب رد و بدل شده بین بنده و نویسندگان وبلاگ سنی فوق الذکر بپردازم ، تا سایر مخاطبین این وبلاگ نیز هر چه بیشتر از هدف بنده از تشکیل این وبلاگ مطلع شوند….. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:11  توسط مهدی شاهچراغ
|
برادر عزیز جناب اقای عبد الرحمن عمرلازم دیدم در ابتدا نکته ا یی را در خصوص مطالب شما عرض کنم. شما در سخنانتان احادیث وروایات رسیده از علمای خودتان را حجت قرار میدهید.مثلا میگویید علمای ما فلان حدیث را صحیح یا مردود یاضعیف میدانند.بدون انکه به ویژگیهای موجود در احادیث و روایات شیعه توجه ایی کنید. شما می دانید که یکی از ویژگی های قران بیان راز های خلقت میباشد که امروزه بشر با پیشرفت علوم مختلف به انها دسترسی پیدا کرده است .به مانند مطرح شدن قضیه چرخش زمین به دور خورشید که در قران مطرح شده است.این ویژگی در احادیث وروایاتی که شیعه ادعا می کند، از پیامبر و امامان ما میباشد، نیز وجود دارد.به مانند مطالبی که درخصوص علوم پزشکی در روایات ما وجود دارد. همچنین با وجود پیشرفت های علوم مختلفی همچون پزشکی نه تنها هنوز یکی از احکام شرعی ما مورد انتقاد قرار نگرفته است بلکه هر چه علم بیشتر پیشرفت می کند ماهیت حقیقی این فرامین ودستورات بیش از پیش برای بشر اشکار می شود. اگرروایات ما بر حرام یا مکروه وواجب یا مستحب بودن فعلی تاکید دارند،اینها همه دلیل عقلانی دارد و همانطور که گفتم تا به حال علوم روز دنیا به فلسفه و ماهیت حقیقی بسیاری از این احکام پی برده اند. این امر اثبات می کند این دستورات از ناحیه افرادی عادی بیان نشده است وهمانطور که شیعه اعتقاد دارد این امر به دلیل ان است که علم امامان مامتصل به علم خدایی است که خالق بشر است و به نیازهای مخلوقاتش کاملا اشنا می باشد. و به همین دلیل است که احکام ما از خرافه به دور مانده است.وبر پایه و اساس عقل و منطق استوار شده است. «کتاب طب الصادق» نوشته حکیم نامی عرب « محمد خلیلی » و ترجمه« نصرالدین امیر صادق تهرانی » برخی از احادیث و روایاتی که در کتب شیعه از جمله «کافی کلینی و بحارالانوار» ازامام صادق (ع) در مورد طب نقل شده است را در خود جای داده است.همچنین در این کتاب احادیثی نیز از سایر ائمه علیهم السلام در مورد طب و سلامت بدن نقل شده است.البته کتب دیگری نیز در این خصوص تالیف شده است که به بررسی احادیث و احکام شیعه از دیدگاه علم روز می پردازند که دوستان را به مطالعه آنها دعوت میکنم. در «اینترنت»هم مطالب خوبی دراین خصوص وجود دارد.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:10  توسط مهدی شاهچراغ
|
اما در خصوص اینکه پیامبر چه کسی بیش از دیگران دوست می داشت به عقیده من پیامبر کسی را بیش از دیگران دوست میداشت که: ۱- از ایمان بیشتری نسبت به دیگران برخوردار بوده باشد. ۲ - نسبت به مسائل اسلام دلسوزی بیشتری داشت. و در تحقق اهداف ان از خود گذشتگی و جان فشانی بیشتری نشان می داد. ۳ - پیامبر(ص) درشرایط حساس و تاریخ ساز ازوجود او بهره می برد. ۴ - بیش از سایرین مورد توجه پیامبر (ص) بود و ...
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:6  توسط مهدی شاهچراغ
|
در این خصوص آیات وروایات بسیاری وجود دارد.که بنده تنها به بیان دو ویژگی ایمانی آن حضرت اکتفا میکنم. مگر این نبود که علی(ع) اولین وبه قول اهل سنت دومین ایمان آورنده به رسالت رسول الله(ص)بودند.البته اهل سنت بر این عقیده اند که ایشان به سبب انکه در خانه پیامبر(ص) زندگی میکردند به نبوت ایشان ایمان آوردند. و به همین دلیل این امر موجب برتری ان حضرت نسبت به سایر اصحاب نمی باشد. به راستی اگر اینگونه است ودلایلی همچون خویشاوندی و نزدیکی به ان حضرت سبب ایمان آوردن افرادی همچون امام علی(ع) وحضرت خدیجه (س) بود چرا خداوند در قران میفرماید:«السابقون السابقون اولئک المقربون »
سوال مهم دیگر آن است که اگر علی انسانی عادی بود وفرقی با سایر افراد مکه نداشت چرا پیامبر(ص) در همان ابتدا دعوتش را علنی نکرد تا عده کثیری همانند امام به سرعت به اسلام ایمان بیاورند ودین اسلام به سرعت فرا گیر شود؟همه ما جواب این سوال را میدانیم. بت پرستان مکه وعربستان به شدت به عقاید خود معتقد بودند وامکان نداشت که به راحتی از آنها چشم پوشی کنند.همچون عمر که پس از اطلاع از نبوت پیامبر(ص)قصد کشتن ایشان را داشت. همچنین اگر به خویشاوندی بود،پیامبر(ص) در ابتدای دعوت علنی خویش به امر خداوند خویشاوندان خویش را به پذیرش اسلام دعوت کرد.اما به راستی چند نفر از آنها در آن دعوت ها به پیامبر ایمان آوردند؟ البته شیعه اعتقاد دارد که امام(ع) از همان ابتدا موحد بودند ویکی از دلایل آن این است که ایشان قبل از ایمان آوردن به نبوت پیامبر(ص) هیچ بتی را نپرستیده بودند. علمای اهل سنت سن کم ایشان را دلیل عدم بت پرستی آن حضرت می دانند.اما سوال اینجاست که آیا بت پرستان نیز سن خاصی را به عنوان« سن تکلیف » برای شروع بت پرستی در نظر دارند؟ ۱- ایا کودکان بتپرستان نمیتوانند بت پرستی کنند؟وچگونه میشود امام با همان سن کم وبلافاصله پس از دعوت پیامبر(ص) دعوت ایشان را میپذیرند؟ - ۲.ایاابوبکر وعمر وعثمان نیز بعد از عبور از نوجوانی شروع به بت پرستی کردند؟ هرچند قصد داشتم مسئله خوابیدن امام(ع) در بستر پیامبر(ص) را در شب هجرت ایشان را در جای دیگری مطرح کنم اما به سبب ارتباط این ماجرا با ایمان بالای ان حضرت این مسئله را در همین جا مطرح می کنم . بیشتر کسانی که این ماجرا را تعریف میکنند بیشتر سعی دارند به شجاعت ان حضرت در پذیرفتن این پیشنهاد بپردازند.قافل از انکه این ماجرا بیشتر از انکه شجاعت ان حضرت را متجلی کند « ایمان» بی نظیر ان حضرت را دربین اصحاب به خداوند اشکار میسازدومطمئنا اگر شخصی مومن تر از ایشان وجود داشت که قادر به انجام این مسئولیت بود پیامبر این مسئله را با او در میان می گذاشت وازاو میخواست که در بسترش بخوابد. وبه راستی پیامبر چه نیکو از این کار امام علی(ع)تجلیل کردند.ایشان پس از هجرت مستقیما به مدینه نرفتند.بلکه در محلی به نام قبا توقف کردند وپس از پیوستن یارویاورش علی(ع) به جمع همراهان،در میان استقبال پرشورمردم مدینه وارد شهر شدند.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:4  توسط مهدی شاهچراغ
|
در روایات اهل سنت درخصوص رشادت های امام علی (ع) روایات بسیاری آورده شده است.اما در مورد سه خلیفه اولی هم بسیار مبالغه شده است. چرا که شواهد تاریخی خلاف ادعا های اهل سنت را نشان می دهد و ثابت می کند که آن سه تن به هیچ وجه از جنگاوران شجاع سپاه اسلام نبودند. دلیل این ادعا این است که « در هیچ یک از روایات، سندی دال بر این وجود ندارد که آنها حتی یکی از قهرمانان سپاه کفر را کشته باشند. در حالی که اگر آنها از بهترین پهلوانان سپاه اسلام بودند،باید به مانند افرادی همچون امام علی (ع) در نبرد با پهلوانان لشکر کفر حضوری فعال داشتند و تعدادی از آنها را به جهنم واصل می کردند.» البته شاید اهل سنت بگویند:« این امر در مورد پیامبر(ص) نیز صادق است و در هیچ روایتی نام پهلوانی از لشکر کفر به چشم نمی خورد که توسط پیامبر(ص) کشته شده باشد. حال آنکه ایشان دربین مسلمین ازهمه شجاع تربودند.» در پاسخ باید گفت : « در زمان های قدیم رسم بر این بود که در ابتدای جنگ پهلوانان و دلاوران دو لشکری که قصد جنگ با یکدیگر را داشتند،با یکدیگر نبرد می کردند و در این بخش از جنگ فرمانده دو سپاه نبرد نمی کردند، هر چند اگر ازبهترین رزم آوران بودند وآنها کسانی که بیش از دیگران در جنگاوری مهارت داشتند را به میدان می فرستادند. والبته اکثر قهرمانان کفار که به دست دلاوران سپاه اسلام از جمله امام علی(ع) کشته شده اند، در این بخش از جنگ ها به درک واصل شده اند و همانطور که عنوان شد اگر ابوبکر،عمر وعثمان از جمله پهلوانان سپاه اسلام بودند،حداقل باید یکی از قهرمانان کفار به دست این سه تن کشته شده باشند.» البته توجه به این نکته ضروری میباشد که در روایات ما بر حضور پیامبر(ص) در میادین نبرد تصریح شده است و به واقع ایشان شجاع ترین فرد در بین مسلمین بودند. و نه تنها در این ویژگی،که در سایر خصوصیات شخصیتی نیز از سایر اصحاب برتربودند. اما تاریخ گواه آن است که در بین اصحاب کسی شجاع تر و دلیرتر از آقا علی(ع) نبودند.کسی که هیچ جنگاوری یارای مقابله با اورا نداشت و درباره دلاوری ایشان همین بس که نبی مکرم اسلام (ص) درباره ایشان فرمودند: « لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار»
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:0  توسط مهدی شاهچراغ
|
پیامبرگرامی اسلام (ص) بارها و بارها در صحنه های حساس و تاریخی از وجود امام علی (ع) استفاده کرد و نقش های کلیدی و مهمی را به آن حضرت واگذار کردند که البته امام نیز به نحو احسند مسئولیت های محوله را به انجام رساندند.از جمله وقایعی که پیامبر(ص) در آن از نقش علی (ع) بهره برد،جریان فتح مکه بود. در هنگام ورود سپاه اسلام به مکه پیامبر(ص) پرچم سپاه اسلام را به علی (ع) داد.همچنین پیامبر پس از ورود به کعبه به علی (ع) اذن فرمودند که بر شانه های مبارکشان قدم بگذارند و بت ها را بر زمین بریزند.وظایف بی نظیری که پیامبر (ص)در جریان فتح مکه به امام علی(ع)سپرده بودند، کنایه از علاقه واعتماد ان حضرت به ایشان می باشد.بی شک اگردر بین اصحاب کسی شایسته تر از امام بود، پیامبر او را مسئول این کارها می کرد. وپیامبر(ص) تا آخرین روزهای حیات پر برکتشان همواره در صحنه های حساس، از ایشان در انجام کارهای مهم استفاده می کردند.به طوری که حتی در حجه الوداع پیامبر(ص) که صد شتر با خود برای نحر برده بود.پس از نحر شصت و سه شتر،دست کشید ومسئولیت نحر بقیه را به علی بن ابی طالب(ع) واگذار کرد. به راستی این طرز برخورد پیامبر(ص) با علی (ع) چه معنایی داشت؟
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:56  توسط مهدی شاهچراغ
|
اهل سنت کلمه(مولا) درحدیث غدیر خم را تعبیر به(دوست)میکنند .اگر این تعبیر را نیز بپذیریم اثبات میشود که پیامبر هیچ کس را به اندازه ایشان دوست نداشتند. به هر حال در مورد فضایل امام علی (ع)سخن بسیار است .کافی است به بخش خلفای سنی نیوز سری بزنید وزندگینامه سه خلیفه نخستین را با زندگینامه امام (ع) مقایسه کنید.تا متوجه حقیقت شوید.تازه بسیاری از فضایل ان حضرت بیان نشده.در مورد امام حسن (ع)نیز که به هیچ وجه صحبتی نشده. تمام این مطالبی که نوشتم در پاسخ به حدیثی بود که در ابتدای مطلبتان- در مورد ابوبکر نوشتید- بود.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:53  توسط مهدی شاهچراغ
|
شما در این خصوص حدیثی از پیامبر(ص) آوردید که فرموده اند:
«اللهم هولاء اهلی» شما با آوردن این حدیث تمام زحمات خانم امه ا... را بر باد دادید.چراکه ایشان در مطلبی که در اسفندماه سال86 نوشته بودند صراحتا گفتند که کلمه«اهل» در قران بر«زنان بزرگوار پیامبر» دلالت میکند و شامل «دختر،داماد ونوه» ایشان نمی شود. البته ایشان تهمتی نیز به شیعه زده بودند وعنوان کرده بودند که شیعه عقیده دارد که همه زنان پیامبر کافر شده اند.نعوذ به الله.البته بنده این حرف ایشان را به حساب عدم آشنایشان نسبت به عقاید شیعه می گذارم. به هر حال حدیثی که شما آوردید اثبات می کند که تفسیری که شیعه از کلمه «اهل» در قرآن داردُُ صحیح می باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:41  توسط مهدی شاهچراغ
|
«این مردان دنیا پرست هستند که در مواقع خطر و گرفتاری عزیزان و خویشان خود را از خطر دور نگه می دارند و فقط از پیروان ومریدان خود در گرفتاری ها استفاده می کنند.» بخشی از جملات شما.سوال: ۱ - آیا پیامبر(ص) خوفی از نتیجه مباهله داشتند؟ - ۲. آیا خطری متوجه ایشان بود؟ ۳- آیا این قضیه برای پیامبر (ص) نوعی گرفتاری محسوب می شد؟ ۴- مگر ایشان بر حق نبودند؟ ونعوذ به الله به وعده خداوند ایمان نداشتند؟ ۵- آیا این احتمال وجود داشت که نفرین غیر مسلمانان در حق ایشان و همراهانش عملی شود؟ بی شک اینچنین نبود. ایشان و یاران حقیقی اش از پیروزی در این معرکه اطمینان داشتند. پس با این تفاصیل از آنجا که پیامبر (ص) از نتیجه کار کاملا آگاه بودند واطمینان داشتند که خداوند متعال دعای غیر مسلمانان را در حق آنها به اجابت نمی رساند وخطری همراهان ایشان را تهدید نمیکند،میتوانستند علاوه بر« اهل خود» ازیاران خاص خود نیز کسانی را با خویش همراه سازند . اما مسئله ایی که هرگز نباید از آن قافل شد،قبولی اهل البیت رسول الله در امتحانی بود که خداوند برای آنها قرارداده بود.علی (ع) و حضرت زهرا(س) پس از اطلاع از این ماجرا، نه تنها اعتراضی به انتخاب خودشان توسط خداوند نکردند و به همراه پیامبر(ص) به راه افتادند،بلکه فرزندان خود را نیز با خود به آن معرکه بردند و بی شک این نشانه ایمان بالای آن بزرگواران به خداوند متعال است. مخصوصا نشانه ایمان بالای حضرت زهرا(س) که اهل سنت ظاهرا در مقام والای آن حضرت شک پیدا کرده اند. هر چند مسئله ی دیگری که پیامبر(ص) با وجود آنکه کلمه« زن» در این آیه به صورت« جمع» آورده شده-زن دیگری را، به جزحضرت زهرا(س) رابا خویش به مباهله نبردند،نشان از این دارد که هر کسی لایق رفتن به مباهله نبود.این امر در مورد امام علی (ع) نیزصادق است.چرا که خداوند در آیه از کلمه«نفوس» استفاده کرده است و پیامبر (ص) فقط ایشان را با خود همراه کردند.همچنین درخصوص حضور امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در مباهله باید بگویم که ضرورتی نداشت که پیامبر(ص) این دو بزرگوار را به عنوان «نفوس» خودشان به مباهله ببرند. چرا که علی (ع) را با خود برده بودند.(همچنانی که باوجود آنکه کلمه« زن » در این آیه جمع آورده شده بود،پیامبر(ص) « فقط» حضرت فاطمه (س) را با خود به همراه بردند.) پس پیامبر(ص) آن دو حضرت را به عنوان« فرزندان خود» به مباهله بردند. در پایان باید خاطرنشان کنم شیعه مقام پیامبر(ص) را افضل بر مقام امام علی(ع) می داند..و ما کلمه(نفوس) در ایه مباهله، که در مورد امام علی(ع) می باشد را به معنای«جان پیامبر» مدانیم. این جوابی بود که یک روحانی به من داد.لطفا در این مورد بیشتر تحقیق کنید وبی جهت به شیعه تهمت نزنید. البته من « جان پیامبر» را در گوگل سرچ کردم.شما هم بروید.مطالب خوبی دارد.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:32  توسط مهدی شاهچراغ
|
برای یافتن آیه مربوط به پیمان برادری از گوگل استفاده کردم.سوره حجرات .ایه10. من با آنکه تحصیلات حوزوی ندارم متوجه تناقض حرفهای شما با این آیه شدم . شما ادعا کردید که رسول الله در این پیمان شرکت نکرده اند.این در حالی است که آیه میفرماید: « انما المومنون اخوه....» - 1) آیا نعوذ به الله پیامبر(ص) جزو« مومنین» نبودند؟ -2) آیا آیه، پیامبر (ص) را از بستن پیمان با« مومنین» منع کرده است؟ -3) در جایی از آیه ندیدم که« قید» شده باشد که هر یک از انصارباید با یک مهاجر پیمان ببندد و بالعکس. همچنین باید اشاره شود که ماجرای پیمان بستن پیامبر(ص) با علی(ع) را بیش از بیست نفر از سیره نویسان ومحدثین اهل سنت نقل کرده اند.به نقل ازrasul-akram.blogfa.com/post-8.aspx .
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:26  توسط مهدی شاهچراغ
|
اما در خصوص حدیثی که در انتهای بحثم در وبلاگ شما آوردم ،به دو نکته باید اشاره کنم: - اولا) بنده این حدیث را برای اثبات امامت آن حضرت نیاوردم،بلکه به مانند روزهای قبل حدیثی در ذکر فضایل آن بزرگوار آوردم.ما با کنار هم قراردادن اینگونه احادیث و روایات می توانیم به بی مانند بودن شخصیت آن حضرت در بین اصحاب رسول الله پی خواهیم ببریم. – ثانیا) شما گفتید از این نوع احادیث در مورد سایر اصحاب پیامبر(ص) نیز وارد شده.ایا منظورتان این است که پیامبر(ص) در مورد کس دیگری نیز گفته است که او «بهترین قاضی» است.اگرمنظورتان این باشد، این سوال مطرح میشود که چند نفر در عین واحد می توانند در یک تخصص« بهترین فرد» باشند؟ یک نفر یا صد نفر؟
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:24  توسط مهدی شاهچراغ
|
|